جکستان و اسستان در خنده بازار

جک های فلسفی، مذهبی خفن و خند دار و مذهبی

جکستان و اسستان در خنده بازار

جک های فلسفی، مذهبی خفن و خند دار و مذهبی

از برنارد شاو پرسیدند از کی احساس کردی پیر شدی؟ گفت از وقتی که ب

از برنارد شاو پرسیدند از کی احساس کردی پیر شدی؟ گفت از وقتی که به یک خانم چشمک زدم بعد آن خانم از من پرسید: آشغالی رفته تو چشمتون؟

حتی اگه خدا رو در رو ما رو به راه راست هدایت کنه، ما عوضی می ریم. چون سمت راست اون می شه سمت چپ ما!

==========

I____.""._.__ I

I___( '...' )____I

I_'=(,,)=(,,)='_I

کنار پنجره منتظر SMS تو نشستم. اگه جواب ندی خودمو از طبقه همکف پرت می کنم پایین!

 بی‌خاصیت

...

نفهم

...

انگل

...

بدترکیب

...

سوسک

...

مثل اینکه بهت فحش می دم لذت می‌بری و صفا می کنی که هی میای پایین!

آرزو دارم شبی عاشق شوی. آرزو دارم بفهمی درد را. تلخی برخوردهای سرد را. می رسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی. می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی. می رسد روزی که شبها در کنار عکس من نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی

 منطق عشق منطق عشق , منطق دلیل و برهان نیست . منطق صغری و کبری نیست . منطق علت و معلول نیست . منطق عاشق و معشوق است . منطق امید و آرزو . منطقی که فقط عشاق به آن استناد میکنند و عقلا به مضحکه بر مجلس عقل . و من بر همان منطق تو را میپرستم و میستایم .

بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست احتزاز ابدیت را یارای تماشایم نیست کاش می گفتی چیست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست ؟

میری و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای دیدن تو همین یک لحظه باقیست

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد